ان الحسین مصباح الهدى و سفینة النجاة
با قلب بشر، مونس و دمساز حسین است،در خلوت دل محرم و همراز، حسین است. 
قالب وبلاگ
حسین بن على (علیه السلام ) در فرازهایى از سخنانش ، اهل بیت پیامبر (صل الله علیه و آله ) و شخص خویش و همچنین بنى امیه را عموما و از میان آنان (معاویة بن ابى سفیان و یزید بن معاویه ) را خصوصا معرفى نموده است كه یكى از آثار و ابعاد مهم این معرفى این است كه جهانیان متوجه این نكته باشند و این حقیقت را از زبان فرزند رسول خدا (صل الله علیه و آله ) دریابند كه انگیزه جنگ و نزاع در میان این دو خاندان و عامل اصلى پدیدآورنده واقعه عاشورا و حادثه كربلا یك انگیزه و عامل شخصى و مادى و یا مقطعى نبوده است بلكه این اختلاف داراءى ریشه عمیق و برخاسته از طرز تفكر دینى و اعتقادى این دو خاندان بوده است كه از دوران بعثت پیامبر اسلام در دو جبهه مخالف و با دو هدف متضاد در مقابل هم قرار گرفته بودند.
الف - خاندان پیامبر (ص )
در این خاندان ، وحى و نبوت ، دعوت به توحید و یگانه پرستى و هدایت جامعه به وسیله شخص رسول خدا (صل الله علیه و آله ) تحقق یافت و نگهدارى این هدف بزرگ ، از زیارت و نقصان و از دست برد بیگانگان نیز باید به وسیله عترت او تحقق یابد.
ب - بنى امیه
این خاندان همیشه رقیب و مخالف سرسخت پیامبر (صل الله علیه و آله ) بود و تا فتح مكه و یاءس كامل مشركین ، در حال جنگ با اسلام و قرآن بوده و در جنگ بدر، احد و احزاب ، نه تنها پرچم كفر به دوش ابوسفیان و معاویه قرار داشت ، بلكه در بعضى از این جنگها، (هند) همسر ابوسفیان نیز به عنوان تقویت روحى و حمایت معنوى از سپاهیان شرك ، به همراه آنان در میدان جنگ حضور مى یافت .
ولى پس از پیروزى اسلام در (جزیرة العرب ) كه براى آنان تظاهر به شرك و جنگ علنى وجود نداشت ، این كفر به نفاق مبدل گردید و ظاهرا اسلام را پذیرفتند، اما در باطن امر و در عمل ، همان دشمنى و كینه گذشته با اسلام و قرآن را تعقیب نمودند و آنگاه كه معاویه به قدرت رسید، در كنار این نفاق ، ظلم و ستم بر مسلمانان واقعى را به حد اعلى رسانیده و پیروان امیرمؤ منان (علیه السلام ) را به زنجیر كشید و اینك نوبت به فرزند او یزید فاسق رسیده است .
آرى ، حسین بن على (علیه السلام ) در لابلاى پیامها و گفتارهایش ، هم از اهل بیت سخن گفته و هم خودش را معرفى نموده است و هم فساد بنى امیه و دشمنى آنان با اسلام و همچنین ظلم معاویه و فساد و انحراف یزید را برملا ساخته است .
اینك پیامهاى آن حضرت را به ترتیبى كه اشاره نمودیم به صورت چند بخش مستقل مى آوریم :
1 - معرفى اهل بیت (ع )
1/1 - انا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائكة و مهبط الرحمة بنا فتح الله و بنا ختم .(3)
((امیر!) ماییم خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و محل نزول رحمت الهى . خداوند، دین و آیین خود (اسلام ) را از خاندان ما شروع كرده ، و آن را با خاندان ما ختم خواهد نمود).
حسین بن على (علیه السلام )این جملات را در پاسخ (ولید بن عقبة ) استاندار مدینه ایراد فرمود، آنگاه كه او جریان مرگ معاویه را مطرح كرده و پیشنهاد نمود كه آن حضرت طبق دستور (یزید بن معاویه ) با وى بیعت نماید.
2/1 - و نحن اهل بیت محمد (صل الله علیه و آله ) اولى بولایة هذا الاءمر من هؤ لاء المدعین ما لیس لهم و السائرین بالجور و العدوان (4)
(تنها ما خاندان محمد به حكومت و رهبرى جامعه ، شایسته و سزاواریم نه اینان (بنى امیه ) كه به ناحق مدعى این مقام هستند و همیشه راه ظلم و فساد و راه دشمنى (با دین خدا) را در پیش ‍ گرفته اند).
این جملات بخشى از خطبه حسین بن على (علیه السلام )است كه در منزل (شراف ) پس از نماز عصر به حاضرین از اصحاب خویش و سپاهیان (حربن یزید ریاحى ) ایراد فرمود.
3/1 - اللهم انى احمدك على ان اكرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدین و جعلت لنا اسماعا و آبصارا و افئدة و لم تجعلنا من المشركین (5).
(خدایا! سپاسگزار تو هستم كه بر خاندان ما نبوت را كرامت بخشیدى و قرآن را بر ما آموختى و ما را با آیینت آشنا نمودى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین ) و قلب روشن عطا فرمودى . و سپاسگزار تو مى باشم كه ما را از گروه مشرك قرار ندادى ).
این جملات هم بخشى از خطبه آن حضرت است كه در (شب عاشورا) براى اهل بیت باوفا و یاران با صفایش ایراد فرموده است .
4/1 - اللهم انا اهل بیت نبیك و ذریته و قرابته فاقصم من ظلمنا و غصبناك حقنا انك سمیع قریب . (6)
(خدایا! ما خاندان پیامبر تو و فرزندان و قوم و عشیره او هستیم ، كسانى را كه بر ما ستم نمودند و حق ما را غصب كردند، ذلیل كن ، تو كه بر دعاى بندگانت شنوا و بر آنان از همه نزدیكتر هستى ).
امام ، این جمله را كه مشتمل بر دعا و نفرین است ، در روز عاشورا آنگاه ایراد فرمود كه در طى سخنرانى مفصل ، مردم كوفه را نصیحت و موعظه نمود، ولى مواعظ و نصایح فرزند پیامبر (صل الله علیه و آله ) در دلهاى سخت تر از سنگ آن مردم مؤ ثر واقع نگردید؛ زیرا آنان از شنیدن كلام امامى كه به حق سخن مى گوید اءبا و امتناع داشتند و خود را آماده جنگ و رسیدن به زخارف دنیا كرده بودند.
5/1 - وكنا اهله و اولیاءه و اوصیائه و ورثته و احق الناس ‍ بمقامه فى الناس ... و نحن نعلم انا احق بذلك الحق المستحق علینا ممن تولاه (7)
(و ما خاندان پیامبر و اولیا و اوصیاى او و وارثان بحق و شایسته ترین افراد نسبت به مقام او، در میان امت هستیم ... و ما مى دانیم كه شایسته این حق (حكومت ) بودیم نه كسانى كه آن را به ناحق به دست گرفتند).
این دو جمله فرازهایى از نامه حسین بن على (علیه السلام ) است كه از مكه به سران مردم بصره نگاشته اند، ما متن مشروح این نامه را در كتاب (سخنان حسین بن على (علیه السلام )) نقل نموده ایم .
2 - معرفى حسین بن على (ع )
1/2 - السلام علیك یا رسول الله انا الحسین بن فاطمة فرخك و ابن فرختك و سبطك الذى خلقتنى فى امتك (8)
(سلام بر تو یا رسول الله ! من حسین ، فرزند فاطمه و پرورش یافته آغوش تو و آغوش دخترت هستم كه براى هدایت جامعه ، جانشین خود قرار داده اى ).
این جمله از فرازهاى اولین زیارتى است كه حسین بن على (علیه السلام ) پس از آنكه تصمیم گرفت از مدینه به سوى مكه حركت كند، قبر جدش رسول خدا را زیارت و در موضوع مهمى كه به عنوان وظیفه مبارزه با یزید بر او متوجه گردیده است ، از آن حضرت استمداد كند.
2/2 - اللهم هذا قبر نبیك محمد (صل الله علیه و آله ) و انا ابن بنت نبیك و قد حضرنى من الامر ما قد علمت (9) .
( خدایا! این قبر پیامبر تو محمد است و من فرزند دختر پیامبر تو هستم اینكه براى من امرى رخ داده است كه خودت از آن آگاهى ).
و این فراز از زیارت دوم آن حضرت ، در آستانه حركت از مدینه مى باشد.
3/2 - فانا الحسین بن على و ابن فاطمة بنت رسول الله ... (10)
((مردم !) من حسین فرزند على و فرزند فاطمه ، دختر پیامبر خدا هستم .)
این معرفى ، جزء فرازهایى از سخنرانى آن حضرت در منزل (بیضه )(11) است كه متن مشروح آن در كتاب (سخنان حسین بن على ) آورده ایم .
4/2 - ایها الناس ! انسبونى من انا، ثم ارجعوا الى انفسكم و عاتبوها، وانظروا اهل یحل قتلى و انتهاك حرمتى ، الست ابن بنت نبیكم وابن وصیه وابن عمه و اول المؤ منین بالله و المصدق لرسوله بما جاء من عند ربه ، اولیس حمزة سیدالشهداء عم ابى ؟ اولیس جعفر الطیار عمى ، اولم یبلغكم قول رسول الله لى ولاخى : هذان سید شباب اهل الجنة ...؟ (12)
(اى مردم ! نسب مرا بگویید كه من چه كسى هستم ، پس به خود آیید و خویشتن را ملامت كنید و ببینید آیا كشتن من و درهم شكستن حرمت حریم من براى شما روا و جایز است ؟ و آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم ؟ و آیا من فرزند وصى و پسر عم پیامبر شما و فرزند اولین كسى كه ایمان آورد، نیستم ؟ و آیا من فرزند اولین كسى كه رسالت پیامبر را تصدیق نمود، نیستم ؟ آیا حمزه سیدالشهداء عموى پدر من نیست ؟ آیا جعفر طیار عموى من نیست ؟ آیا گفتار رسول خدا را شنیده اید كه درباره من و برادرم فرمود: این دو، سرور جوانان بهشتند...).
5/2 - افتشكون انى این بنت نبیكم ، فوالله ما بین المشرق و المغرب ابن بنت نبى غیرى فیكم ولا فى غیركم (13)
(اى مردم ! آیا در این واقعیت شك دارید كه من فرزند دختر پیامبر شما هستم ؟ به خدا سوگند! نه در میان مشرق و مغرب و نه در میان شما و غیر شما، فرزند پیامبرى بجز من وجود ندارد).
این دو فراز، از جمله فرازهاى اولین سخنرانى مشروح حسین بن على (علیه السلام ) است كه در روز عاشورا ایراد فرموده است .
6/2 - فلعمرى ما الامام الا العامل بالكتاب و الآخذ بالقسط والداین بالحق والحابس نفسه على ذات الله (14)
(به جانم سوگند! امام به حق و پیشواى راستین كسى است كه به كتاب خدا عمل كند و راه عدل را پیشه خود سازد و ملازم حق بوده و وجود خویش را وقف و فداى فرمان خدا كند).
این جمله را حسین بن على (علیه السلام ) در ضمن نامه اى كه در پاسخ نامه ها درخواستهاى مكرر مردم كوفه نگاشت و به وسیله مسلم بن عقیل ارسال داشت ، مرقوم فرموده است و در ضمن ، خودش را با این اوصاف معرفى نموده است .
7/2 - امام دعا الى هدى فاءجابوا الیه ، و امام دعا الى ضلالة فاءجابوا الیها، هؤ لاء فى الجنة و هؤ لاء فى النار (15)
(امام ، رهبرى هست كه مردم را به راه درست و به سوى سعادت و خوشبختى مى خواند و گروهى بدو پاسخ مثبت مى دهند و از او پیروى مى كنند و پیشوا و رهبر دیگرى هم هست كه به سوى ضلالت و بدبختى مى خواند، گروهى هم از وى پیروى مى كنند، آنان در بهشتند و اینان در دوزخ ).
امام (علیه السلام ) این جمله را در منزل (ثعلبیه ) در پاسخ شخصى فرمود كه تفسیر این آیه شریفه را سؤ ال نمود: (یوم ندعوا كل اناس بامامهم ...)(16)
توضیح : باید توجه داشت گرچه پاسخ در این دو فراز اخیر، كلى است و در آنها شرایط رهبر واقعى كه عمل كردن به دستورهاى قرآن و اجراى قسط و عدالت در جامعه و فدا شدن در راه خدا مطرح گردیده و همچنین از دو نوع پیشوا؛ پیشواى هدایت و پیشواى ضلالت ، سخن رفته است ولى در شرایط آن روز، مصداق این امام و رهبر با چنین شرایط و كسى كه در مقابله پیشوایان ضلالت ، رهبرى صحیح جامعه را به عهده بگیرد بجز آن حضرت نبوده است و این دو فراز، در واقع معرفى حسین بن على (علیه السلام )است با بیان كلى .
3 - معرفى بنى امیه
به طورى كه در صفحات گذشته اشاره نمودیم ، عدالت و دشمنى (بنى امیه ) با خاندان پیامبر صل علیه و آله و سلم عمیق و ریشه دار بوده و منحصر به دوران پیامبر و صدر اسلام نبود، بلكه آنگاه كه این خانواده به حكومت دست یافت و معاویه به قدرت رسید، این دشمنى را به صورت شدیدتر و با محاسبه دقیق تر اجرا نمود؛ زیرا اینك نه رسول خدا صل علیه و آله و سلم در حیات است و نه مانند گذشته جنگ و مبارزه با ظواهر اسلام صحیح است و لذا باید این عداوت را به اهل بیت پیامبر و حامیان واقعى اسلام متوجه و در جانشینان به حق رسول الله متمركز سازند و این در شرایطى است كه اكثر مردم از حقیقت امر، بى اطلاع و توده جامعه به ظواهر امر، دلبسته اند و از درك حقایق غافلند، در اینجاست كه حسین بن على علیه السلام با بیان عمق دشمنى بنى امیه و تكرار آن در مناسبتهاى مختلف ، خواسته است گوشه اى از این واقعیت را ابراز كند و پرده از افكار پلید و عقاید خطر ناك و تحریف در دین كه به وسیله امویان به وجود آمده است ، كنار بزند و آتش كینه و عداوت آنان در نسبت به اهل بیت كه شعله آن با هیچ عاملى بجز ریختن خون فرزندان پیامبر، فرو نخواهد نشست و در اجراى دشمنى خود با اهل بیت به كمتر از قتل حسین علیه السلام و یارانش و اسارت فرزندانش راضى نخواهد گردید، برملا سازد. ولى مهم این است كه بدانیم چون این عداوت ، ریشه فكرى - اعتقادى دارد، لذا منحصر به دوران پیامبر صل علیه و آله و سلم و ائمه نیست بلكه در هر زمان و عصرى ، بنى امیه هایى وجود دارند كه با اسلام و مسلمین در جنگ و ستیز هستند و به عقیده خود تا اسلام را سركوب و تا مسلمانان را از صحنه خارج نكنند و آنان را به زنجیر ذلت نكشند، خواب راحت به چشمشان نخواهد رفت .
بنى امیه پیروان شیطان
1 / 3 - ان هولاء قد لزموا طاعة الشیطان ، و تركوا طاعة الرحمان ، و اظهروا الفساد، و عطلوا الحدود، و استاثروا بالفى ء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله ... (17)
(و اینان ( بنى امیه ) اطاعت خدا را ترك و اطاعت شیطان را بر خود فرض نموده اند. فساد را ترویج و حدود و قوانین الهى را تعطیل كرده اند. بیت المال را بر خود اختصاص داده اند. حرام خدا را حلال و حلال او حرام كرده اند ).
این جملات ، در معرض بنى امیه فرازهایى از سخنرانى حسین بن على علیه السلام است كه در (منزل بیضه ) خطاب به یاران خود و سپاهیان (حر بن یزید ریاحى ) ایراد فرمود.
بنى امیه دشمنان مسلمانان و اهل بیت (ع )
2/3 - و حششتم علینا نار الفتن التى جناها عدوكم و عونا، فاصبحتم البا على اولیائكم ، و یدا علیهم لاعدائكم (18)
(و شما (مردم كوفه ) آتش فتنه اى را كه (بنى امیه ) دشمن شما و دشمن ما برافروخته بود، بر علیه ما شعله ور ساختید و به حمایت از دشمانتان بر علیه پیشوایانتان فتنه بر پا نمودید ).
این جمله ، از فرازهاى دومین سخنرانى حسین بن على علیه السلام در روز عاشورا است .
3 / 3 - یا ابا هرم ! ان امیه شتموا عرضى فصبرت ، و اخذوا مالى فصبرت ، و طلبوا دمى فهربت ، و ایم الله لیقتوا نى فیلبسهم الله ذلا شاملا و سیفا قاطعا (19)
(اى ابا هرم ! بنى امیه با فحاشى و ناسزاگویى ، احترام مرا در هم شكستند، صبر و سكوت اختیار نمودم ، ثروتم را از دست گرفتند، باز شكیبایى كردم و چون خواستند خونم را بریزند، شهر و دیار خویش را ترك نمودم . و به خدا سوگند! همان بنى امیه مرا خواهند كشت و خداوند آنها را به ذلتى فراگیر و شمشیرى بران مبتلا خواهد نمود ).
این جمله را امام علیه السلام در (منزل رهیمه ) در پاسخ به نام (ابوهرم ) فرمود، آنگاه كه سؤ ال كرد یابن رسول الله ! چه عاملى شما را واداشت كه از حرم جدتان خارج شوید؟
4 / 3 - یا ابن العم !... و الله لا یدعونى حتى یستخرجوا هذه العلقة من جوفى (20)
(پسر عم ! به خدا سوگند! بنى امیه دست از من بر نمى دارد مگر اینكه خون مرا بریزند ).
امام این جمله را در ضمن پاسخ به (عبدالله بن عباس ) كه مخالف سفر آن حضرت به عراق بود، ایراد فرمود.
5/3 - كانى باوصالى تقطعها عسلان الفوات بین النواویس و كربلا فیملان منى اكراشا جوفا و اجریه سغبا (21)
(گویا مى بینم كه درندگان بیابانها (پیروان بنى امیه ) در سرزمینى در میان نواویس و كربلا، اعضاى بدن مرا قطعه قطعه و شكمهاى گرسنه خود را سیرو انبانهاى خود را پر مى كنند ).
امام علیه السلام این جمله را در ضمن خطبه اى در شب هشتم ذیحجه سال شصت در مكه ایراد فرمود و صبح همان روز به سوى عراق حركت نمود.
6/3 - و ایم الله ! لو كنت فى ثقب جحر هامة من هذه الهوام لا ستخر جونى حتى یقضوا فى حاجتهم ... (22)
(بخدا سوگند! اگر در آشیانه پرنده اى هم باشم ، (بنى امیه ) مرا بیرون خواهند كشید تا با كشتن من به خواسته خود نایل گردند ).
حسین بن على علیه السلام این جمله را در پاسخ (عبدالله بن زبیر ) در مكه فرمود كه او باطن به خارج شدن آن حضرت از مكه راضى و خوشحال بود، ولى در ظاهر امر، پیشنهاد اقامت در مكه و گاهى وعده كمك و مساعدت هم مى داد!!
7 / 3 - ان هواء اخافونى و هذه كتب اهل الكوفة و هم قاتلى (23)
(از طرفى اینان (بنى امیه ) مرا تهدید و تخویف نمودند و از طرف دیگر، اهل كوفه این همه دعوتنامه براى من فرستادند و همین مردم كوفه هستند كه ( به دستور بنى امیه ) مرا به قتل خواهند رسانید ).
این جمله ، بخشى از پاسخ حسین بن على علیه السلام است به سؤ ال شخصى كه در مسیر عراق با آن حضرت ملاقات كرده و سؤ ال نمود یابن رسول الله ! پدر و مادر فداى تو باد! چه انگیزه اى شما را از شهر و دیار خود به این بیابان بى آب و علف كشانده است ؟
8 / 3 - یا عبدالله !... و الله لاید عونى حتى یستخرجوا هذه العلقة من جوفى . (24)
(اى بنده خدا! بنى امیه دست از من بر نمى دارند تا اینكه خون مرا بریزند ).
این جمله را نیز آن حضرت در منزل (بطن عقبه ) در نزدیكى كربلا در پاسخ شخصى به نام (عمرو بن لوذان ) فرمود؛ زیرا وى كه در این منزل به قافله آن حضرت ملحق شده بود سؤ ال كرد ابن رسول الله مقصد شما كجاست در پاسخ وى جمله بالا را ایراد فرمود.
9 / 3 - ... و تقرقوا فى سوادكم و مدائنكم ، فان القوم انما یطلبوننى ، و لو اصابونى لذهلوا عن طلب غیرى . (25)
(... و هر یك از شما به شهر و دیار خویش متفرق شوید، زیرا اینان تنها در تعقیب من هستند و اگر بر من دست یابند، كارى با دیگران ندارند ).
امام علیه السلام این جمله را در شب عاشورا و در ضمن سخنرانى خود، خطاب به یاران خویش ایراد فرمود.
4 - معرفى معاویه
1 / 4 - اما بعد، فان هذا الطاعة قد فعل بنا و بشیعتنا ما قد رایتم و علمتم و شهدتم .
( (شما حاضرین از شخصیتهاى اسلامى ) از جنایاتى كه معاویه این جبار طاغیه نسبت به ما شیعیان ما روا داشته ، آگاهید و شاهد ستمگریهاى او هستید ).
توضیح : این فراز و سه فراز آینده از فرمایشات حسین بن على علیه السلام در معرفى معاویه و حكومت جابرانه و ظالمانه او و ترسیم اجمالى از وضع شیعیان اهل بیت و مظلومیت آنان در دوران حكومت معاویه ، بخشهاى مختلف از خطبه حسین بن على علیه السلام در سرزمین منى است .
2 / 4 - فیا عجبا! و مالى لا اجب و الارض من غاش غشوم و متصدق ظلوم و عامل على المومنین بهم غیر رحیم
(شگفتا! و چرا شگفت زده نباشیم در حالى كه جامعه در تصرف مرد دغلباز و ستمكارى (چون معاویه ) است كه مامورین مالیاتیش ستم مى ورزند و استانداران و فرماندارانش بر مومنان بى رحم و خشن هستند ).
3 / 4 - فمن بین مستعبد مقهور و بین مستضعف على معیشته مغلوب ، یتقلبون فى الملك بارائهم ، و یستشعرون الخزى باهوائهم ، اقتداء بالا شرار و جزاة على الجبار
(گروهى از مومنان ( در حكومت او) مانند بردگانى هستند سركوفته و گروه دیگر، بیچارگانى كه سرگرم تاءمین آب و نانشان در حالى كه حاكمان دست نشانده او، در منجلاب فساد حكومت و سلطه گرى خویش غوطه ورند و با هوسبازیهاى خویش ، رسوایى به بار مى آورند، زیرا از چنان اشرارى پیروى نموده و در برابر خدا گستاخى مى كنند ).
4 / 4 - فالارض لهم شاعرة ، و ایدیهم فیها مبسوطة ، و الناس ‍ لهم خول ، لا یدفعون ید لامس ، فمن بین جبار عنید و ذى سطوة على الضعفة شدید مطاع لا یعرف المبداء المعید (26)
(زمین در زیر پایشان است و دستشان به هر جنایتى باز است . مردم برده آنان هستند و قدرت دفاع از خود را ندارند. در یك بخش از كشور اسلامى ، حاكمى است دیكتاتور و كینه ورز و خود خواه و حاكمى است كه بیچارگان را مى كوبد و بر آنان قلدرى و سخت گیرى مى كند و در نقطه دیگر، فرمانروایى است كه نه خدا را مى شناسد و نه روز جزا را ).
5 - معرفى یزید
1 / 5 - فاسترجع الحسین و قال على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید، و لقد سمعت جدى رسول الله (ص ) یقول : الخلافة محرمة على آل سفیان ، فاذا رایتم معاویة على منبرى فابقروا بطنه ، و قد رآه اهل المدینة على المنبر فلم یبقروا فابتلا هم الله بیزید الفاسق . (27)
(امام حسین (ع ) فرمود: ما از خدا هستیم و به سوى او بر مى گردیم ، اینك باید فاتحه اسلام را خواند؛ زیرا امت به یك فرمانروایى فاسد مانند یزید مبتلا شده اند، آرى ، من از جدم رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم شنیدم كه مى فرمود: خلافت بر آل ابى سفیان است و اگر روزى معاویه را بر منبر من دیدید پس او را بكشید و چون مردم او را در عرشه منبر رسول خدا دیدند و به قتلش ‍ نرسانیدند، خداوند آنان را به بدتر از وى ، یعنى یزید فاسق مبتلا گردانید ).
این جمله ، پاسخ امام علیه السلام است به (مروان بن حكم ) كه در مدینه و قبل حركت آن حضرت به سوى مكه ، پیشنهاد سازش با حكومت اموى و بیعت با یزید را مى نمود.
2 / 5 - و یزید رجل فاسق شارب الخمر، و قاتل النفس المحرمة ، معلن بالفسق ، و مثلى لا یباع مثله .(28)
(و یزید شخصى است فاسق شرابخوار و آدمكش ، متظاهر به فسق و فردى مانند من ، با چنین كسى بیعت نخواهد كرد ).
این جمله را هم ، امام در پاسخ (ولید بن عتیقه ) فرماندار مدینه فرمود آنگاه كه پیشنهاد بیعت با یزید را به آن حضرت ارائه نمود.
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک های مفید
نظر سنجی
آیا از وبلاگ ما راضی هستین؟






صفحات جانبی
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
:: خرید آنلاین شارژ موبایل :://Ashoora.ir|Ashoora-Logo Begins
تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت

Code Center

:: خرید آنلاین شارژ موبایل ::

Code Center

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic